کارگاه داستان نویسی

«حُبـــــــــاب»

کارگاه داستان نویسی

«حُبـــــــــاب»

به‌نام خالق قصه‌ها |
عقیده‌ام این است که در هنر انقلاب باید دنبال یک «جَست‌» نو باشیم.[و] باید عرض کنم که هنر نویسندگی و داستان‌نویسی در انقلاب، بدون اینکه ما خواسته باشیم و سرمایه‌گذاری بکنیم، همین الان خودش را نشان داده است. این، از همان جوشش‌های طبیعی است.
[رهبرانقلاب]

فصل دوازدهم | طراحیِ طرح (2)

شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۲:۳۴ ق.ظ


بسم‌الله
خدا را شکر زنده ماندم و بدقول نشدم.
خدا را شکر، که حالا با هم ایستاده‌ایم روی قله‌ی سخت و پیچیده‌ترین بخش داستان‌سازی و بعد از این می‌ماند یک سراشیبی کوتاه.
خدا را شکر که سنگینیِ بار این مسئولیت با پایان این فصل می‌تواند تا حد زیادی از دوشم برداشته شود.
پیرنگ (طرح) داستان را فصل قبل تعریف کردیم و از چیستی‌اش حرف زدیم.
گفتیم در این کارگاه، بنا را بر این می‌گذاریم که طراحی پیرنگ را با ساخت شخصیت پیوند بزنیم. که بشود الگوی «پیرنگ شخصیت محور»
برای شخصیت‌های‌تان مساله پیدا کردید و اینک ادامه‌ی ماجرا...


پایانی برای طراحی پیرنگ

به‌دلیل اهمیت و پیچیدگی این بحث، هر آن‌چه را که می‌خواستم بنویسم، به‌یاری همسر تصویر‌بردار‌مان تصویری کردم که هم به یادگار بماند برای‌تان و هم منظورم را لابه‌لای جمله‌ها گم نکنید و فکرتان منحرف نشود از اصل بحث.
لطفا تمام فایل‌ها را دریافت کنید و لطفا به همان ترتیب شماره‌گذاری‌‌شده تماشای‌شان کنید.
پیش‌پیش از بدی کیفیت صدا و تصویر ازتان عذر می‌خواهم. نبود امکانات را بر حقیر ببخشید...
تمرین نمی‌دهم چون قرار است آن‌چه را که می‌بینید در «پروژه‌ی نماز» پیاده بفرمایید. یعنی تمرین‌تان همان تولید‌تان خواهد بود.
کامنت‌های این فصل صرفا فرصتی باشد برای رفع ابهامات و سوالات شما. 
«اتاق داستان» در هایک هم مکانی برای پیش‌برد پروژه‌ی نماز. جزئیاتش را بعدا عرض می‌کنم.
خواهشا «کتاب‌خانه» را جدی بگیرید. خواهش... التماس... ضجه....
این هم فایل‌ها:
1) قسمت اول
2) قسم دوم
3) قسمت سوم
4) قسمت چهارم
5)‌ قسمت پنجم
6) قسمت ششم
7) قسمت هفتم
8) قسمت هشتم
9) قسمت نهم
10) قسمت دهم
11) قسمت یازدهم
12) قسمت دوازدهم
13) قسمت سیزدهم


یاعلی...
سالی خوب و فاطمی داشته باشید



 

  • ۹۳/۱۲/۱۶
  • دبیر کارگاه

مشارکت  (۱۲)

سلام
حیف شد دیر رسیدم
موفق باشن همه
همه ی همه
سلام استاد .
عرض تبریک و خسته نباشبد برای اتمام موفقیت آمیز کارگاه
آنچنان که خودتان راضی هستید.
بنده شمارا دیر پیدا کردم می خواستم بدونم دوره بعدی کارگاه کی شروع می شود.
ممنون.
 مواقعی که در حال فیلم دیدن هستم و داستان به اوج خودش میرسه ، این جمله که فرمودید: ( یه لیوان آب هم به راحتی دست شخصیتتون ندید ) دایم در ذهنم تکرار میشه. واقعن این جمله مصداق اکثر کار های هنر ( چه فیلم چه رمان ) هست. واقعا شخصیت اصلی استان رو تا پای چوبه دار میبرن ! 
سلام بر همه ی دوستان 

گوشی من مشکل پیدا کرده تا رفعش از نصب هایک محرومم . صرفا جهت اطلاع 
  • خانوم میمـ
  • سلام

    منم باید اعتراف کنم که مسئله ی شخصیتم داره عوض میشه .

    ما در حال حاضر باید روی گره افکنی و ... و جزئیات داستانمون کار کنیم ؟!
    پاسخ:
    سلام
    بله. بعد از اصلاح مساله‌ی شخصیت، نوبت به طراحی پیرنگ داستان می‌رسه. ضمن اینکه باید روابط علی و معلولی در حوادث و وقایع اصلی داستان رعایت بشه، باید اون‌ها رو در ضمن گره افکنی و اوج و گره‌گشایی ارائه کنید.
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • سلام علیکم

    ببخشید استاد :
    الان من شخصیتم رو جنوبی (خوزستانی) انتخاب کردم. ولی خب اطلاعات زیادی از مردم اون خطّه ندارم. آیا باید محل زیست شخصیتم رو عوض کنم ؟ یا این که مطالعه کنم در مورد فرهنگ و اداب و رسوم مردم اون منطقه؟ مثلن الان یک خرده از نوع صحبت کردن و کلمات شان مطالعه کردم.

    پاسخ:
    سلام و رحمت‌الله

    تحقیق و پژوهش در داستان به قدر داستان‌تان لازم است. مثلا خانه‌های جنوبی چه شکلی است؟ دمای هوا؟ فرهنگ غالب مردم. شب چه ساعتی می‌خوابند؟ خورد و خوراک‌شان چطور است؟ مغازه‌های‌شان چه ساعتی از شب بسته می‌شود و چه ساعتی باز؟ تفریح اکثر مردم چیست؟ حمل و نقل عمومی ...
     
    و اطلاعات دیگه‌ای از این دست. بسته به اینکه کدوم‌شون توی داستان شما قراره رخ بنمایند. یه مثل معروف هم برای پژوهش هست. یه فوت کوزه‌گری. که به وقتش یادم بیارید بهتون بگم. 
    عجالتا اینکه می‌شه با اندکی پژوهش جوری نوشت که مخاطب باور کنه داستان شما واقعا در جغرافیا و فرهنگی متفاوت از کلان‌شهرهای ایران داره روایت می‌شه
    منم مسئله شخصیتم رو جزئی تر کردم( البته لازم به ذکر برای باقی دوستانه که تغییراتی در شخصیتم هم دادم زیر نظر دبیر، این تغییر مال الان نیستا چندین هفته پیشه)

    پاسخ:
    توی مثال ارائه شده در فیلم هم تغییر در حین کار مجاز دونسته شده.
    تغییر حساب شده و آگاهانه اشکالی نداره.
    اگه راه داره منم مسئله شخصیت رو عوض کنم؟
    پاسخ:
    به جناب علوی بفرمایید بله. راه داره
  • طاهر حسینی
  • پس با این حساب به نظرم باید مسئله ی شخصیتم را عوض کنم!
    پاسخ:
    من برای همین خیلی مساله شخصیت‌های فصل قبل رو جدی نگرفتم. صرفا تمرینی بود.
    الان بر اساس این الگوست که باید مساله شخصیت انتخاب کنید.
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • عذر خواهی می کنم. بنده نت گوشی ندارم. 
    خوشحال شدم بسیار که فیلم ها اینجا قرار داده شده.
    پاسخ:
    تا رسیدن به پروژه‌ی نماز کاری نداریم به هایک.
    فعلا سعی کنید بر اساس الگوی ارائه شده در این فصل به طرح اولیه‌ای از داستان‌تون برسید
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • سلام علیکم

    با تشکر از زحمات قراوان تان. 
    ان شاءالله نتایج کار هم سربلند باشد.
    پاسخ:
    سلام و رحمت‌الله

    شنیده شد شما نت ندارید. کمی ناراحت شده‌بودم. 
    شکر خدا که متصل هستید و از برنامه‌های کارگاه پیش از نوروز عقب نمی‌مانید.
    با تشکر مجدد. خیلی خوب بود.
    ما برای طرح داستان مون ، از اینجا به بعد باید فردی پیش بریم یا جدولی به همین شکل آماده کنیم و اول اونو ارائه بدیم؟
    پاسخ:
    طبق مراحل شش‌گانه‌ی پروژه‌ی نماز، در این مرحله (که مرحله‌ی سوم می‌باشد) شما طرح اولیه‌تون رو تنظیم می‌کنید. (به کمک فرمول طراحی پیرنگِ این فصل) 
    بعد در مرحله‌ی چهارمِ پروژه، طرح‌ها رو می‌ریزیم روی هم و به هم متصل‌شون می‌کنیم. طبق صحبت‌های اولیه. اگر یادتون باشه.
    مثلا شخصیت خانم معلم رو از توی خیابونی که داستان شما توش می‌گذره رد می‌کنیم الکی!

    مشارکت

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی